بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين والصلوه والسلام على خاتم الانبياء والمرسلين وعلى آله الطيبين الطاهرين .
اولا، شما مردم بزرگوار آن چه را که درباره من گفته شد، به خصوص دربيان هاي برادربزرگوارم آيت الله جناب آقاي بهجتى و جناب آقاي استاندار،باور نکنيد، نه به اين معناکه اين بزرگواران بى اساس سخن گفته باشند، بلکه عزيزان چون مى خواستند ملت بزرگوار ايران و به خصوص شما زنان و مردان اردکان را توصيف کنند، نام مرا بردند والبته بزرگى و بزرگواري خود رامنعکس کردند. بزرگ ترين افتخار من اين است که قطره کوچکى از اقيانوس موج خيز ايمان واراده و سربلندي شما ملت بزرگوار ايران باشم .خاطرات آدمى بخش مهمى از شخصيت او را مى سازد. وقتى که ما، درخود تامل مى کنيم 32; و به گذشته رجوع مى کنيم و درصدد شناخت خودبرمى آييم ، انبوه خاطراتى که در طول زندگى براي انسان به وجود آمده است ،مى يابيم و عمده اين خاطرات در وجود و درون انسان پايدار و راسخ شده اند،خاطرات متعلق به دوران کودکى و نوجوانى ست و واقعاشخصيت اصلى انسان همان است که در دوره کودکى و نوجوانى در خانه و مدرسه ودراجتماعى که در آن زندگى مى کند، شکل مى گيرد. وطن جايگاه شکل گيري شخصيت آدمى ست و شخصيت آدمى بر مجموعه حوادثى استوار است که برانسان گذشته است واينک به صورت خاطره در متن وجود او مانده است ودلبستگى به اين وطن يعنى جايگاه شکل گيري شخصيت و خاطرات ،به خصوص خاطرات دوران جوانى و کودکى اين جايگاه وطن است و دوست داشتن وطن هم امري طبيعى ست .البته انسان موجودي زمينى ست که از زمين برآمده و از شيره جان زمين نوشيده است ونيازهاي خود را از زمين گرفته است و نيروهاي موجود درزمين را کشف کرده است و آن را در مسير بهبود و پيشرفت زندگى خويش به کار گرفته است .زمين وطن ماست ، اما آن چه از زمين برآمده است ، جسم و تن آدمى ست .زمين يا به عبارت ديگر دنيا وطن تن آدمى ست و تن هم بخش مهمى از وجودآدمى ست و همان گونه که انسان به خواست ها و غرايز و کشش هاي جسمانى دلبستگى دارد، به وطن اين تن وجسم يعنى زمين هم همان گونه که وابستگى دارد، دلبستگى هم دارد، اما وجود انسان فقط تن آدمى نيست و خصوصيات خصلت ها و کشش ها و کوششى هايى که از تن برمى خيزد، اين تن خود، وطن موجود متعالى ديگري به نام جان است . جان انسان درتن و زمينى ست ، اماموجودي آسمانى ست و مراد من از آسمان که بخشى از همين دنياي طبيعت است ، نيست ; آسمان معنوي ، عالمى وراي دنياي ماده است و جان و روان انسان از آن جا آمده است .


اگر انسان اين جان و روان آسمانى را فراموش کند، اسير زمين مى شود.ديگر زمين ودنيا جايگاه امن آرامش او و جايگاهى که بايد از اين سرچشمه جوشان براي اعتلاي وجود خود، بهره بگيرد، نيست . به تعبير قرآن کسانى که خدا را فراموش کنند، خداوندخود آن ها را از ياد آن ها مى برد. نسى الله فانساهم انفسهم ; جان انسان با عالم ملکوت سنخيت دارد. جان انسان داده ويژه خدا به اين موجود است . امتياز انسان بر سايرموجودات اين است که خدا روح خود را در اين انسان دميده است . درست است که جان انسان در تن است و تن در زمين است . زمين وطن آدمى ست ، اما جان ، موجودي فراترووراي زمين و طبيعت است :


اتزعم انک جرم صغير و فيک انطوي العالم اکبريعنى اين که تو خود را جرثومه و جرمى کوچک مىدانى 32; ؟ اما عالمى بزرگ تردر درون اين جسم کوچک نهفته است . بايد اين جان را شناخت ; بايد به اين جان تذکر پيدا کرد. زمين پرورشگاه و خاستگاه تن آدمى ست . تن آدمى ظرف روح آدمى ست . تن و زمين وطن آدمى ست ، اما انسان از طبيعت  وزمين بزرگ تر است . انسان در زمين است ، اما جانشين خدا در زمين است و خداعلم مطلق ، حکمت مطلق ، زيبايى مطلق ، رحمت مطلق و قدرت مطلق و همه کمالات قابل تصور و غيرقابل تصور مطلق است . خليفه خدا کسى ست که دراين مسير حرکت کند; خودرا متصف به صفات خدايى کند; صاحب علم شود; صاحب قدرت معنوي گردد; صاحب زيبايى و زيباشناختى شود وصفات خدا را در وجود خويش تقويت کند.زمين وطن انسان است . ما همه زمينى هستيم و حب الوطن من الايمان هم امري طبيعى ست و به تعبير پيامبر اکرم (ص ) بخشى از ايمان است . انسان مومن نمى تواندگاهواره و مهد پرورش خود و آن جايى را که شيره جان او ازآن جوشيده است و آن جايى را که از نيروهاي آن بهره گرفته است ، دوست نداشته باشد.زمين وطن ماست ، اما ما، در همه زمين زندگى نمى کنيم ، هرکدام از ما،متعلق به گوشه اي از زمين خداييم که از آن جا برآمده ايم ، زاده شده ايم ; رشدکرده ايم و امروزشخصيت ما انباشته از خاطراتى ست که در اين نقطه زمين براي ما به وجود آمده است .آن نقطه اي که در ميان کسانى که زبان ، فرهنگ ،آداب و تلاش مشترک داشته ايم و درغم ها و شادي هاي يک ديگر سهيم بوده ايم . زمين وطن ماست و به هر نقطه و گوشه اي اززمين تعلق داريم و مااردکانى ها مفتخريم که وطن و سرزمين رشد و نمو ما جايگاه انباشته شدن خاطرات ما، اين نقطه کوچک از زمين خداست که اردکان نام دارد.ماايرانى هستيم و به ايرانى بودن افتخار مى کنيم و در ايران عزيز وسرفراز، اردکانى هستيم و به اردکانى بودن خود مفتخريم و آن را دوست داريم و من نيز اردکان رادوست دارم و افتخار مى کنم و سر به آسمان مى سايم که يکى از مردم خوب و شريف ومومن و صبور و بيداردل اردکانى هستم .ما سرشار از خاطراتيم . خاطرات ما، در اين نقطه زمين شکل گرفته است ووقتى به خودرجوع مى کنيم و به گذشته مى نگريم ، مى بينيم که کجا بوده ايم وچگونه زندگى خود راطى کرده ايم .آن چه در ذهن من است ، کوچه هاي گردوخاک گرفته اردکان است .خيابان هاي گلين که با يک باران باتلاق مى شد، بازار بلندي که ديگر نيست وبازاريان شريف و بزرگوار اين شهر; معلمان ، مربيان ، مديران .

اولين روزي که اين افتخار را پيداکردم و به مکتب رفتم ; به دبستان ، به دبيرستان ، حوزه علميه . روزهاي خوب ، روزهاي سرشار از شور و نشاط; غم ها، شادي ها،جشن ها، عزاداري ها و دسته ها و لحظه لحظه هاي پرشور، با غم ها وشادي هايش وجود من و شما را ساخته است . صدرآباد عزيز، آب زلالش که وقتى مى گفتند: اين آب گواراترين و سالم ترين آب ايران است ، ما اردکانيان به خودمى باليديم و امروز اين چشمه جوشان خشکيده است و فقط خاطرات تلخ صدرآباد و نهرخروشان آن را و ده ها قنات که رگ هاي حيات اين کشوربود و امروز نيستند يا تاثيرمهمى ندارند، به ياد مانده است . البته مساله کم آبى ، مساله ايران و به يک معنا جهان امروز است ، اما ما که در حاشيه کوير به سر مى بريم ، در اين زمينه با مشکل مضاعفى روبه روهستيم . يکى از مهم ترين مسايلى که پيش روي دولت و ملت ماست ، مساله آب است . ما در کشوري هستيم که روي هم رفته از متوسط بارندگى جهانى کم تر دارد و اين متوسط هم به دليل بارندگى اي ست که درسلسله هاي البرز وزاگرس مى بارد و نه در مناطق خشک و کويري مثل يزد و ميبد واردکان وتفت و کرمان و حتى بخش هاي مهمى از استان اصفهان .ما در منطقه کم آبى به سر مى بريم و متاسفانه ، از اين آب هم درست استفاده نمىکنيم.هنوز در اردکان ما آبياري ، آبياري غرق آبى ست ; يعنى هدردادن 70 درصد از اين آب که قيمت جان آدمى را دارد. آب کم داريم و ازآب بد استفاده مى کنيم . روش هاي جديد ومدرن آبياري هنوز در کشور مارايج نشده است . بخش هايى از کشور ما حتى براي آب آشاميدنى دچارمشکل هستند. اگر آب از زاينده رود به استان يزد منتقل نمى شد، اين استان عظيم ، اين استانى که کانون پاک ترين و جوشان ترين فرهنگ دينى و ملى واسلامى و ايرانى بوده است ، در معرض نابودي بود، اما مردم ما تصور نکنندکه چون رييس جمهور يزدي ست ، آب از زاينده رود به يزد منتقل شده است .من افتخار مى کنم که در دوران مسووليت من اين پروژه مهم عملى شد، ولى پروژه اي ست که از روزي که بنده افتخار نمايندگى شما در مجلس شوراي اسلامى را داشتم و براي اولين دفعه با وزير شهيد و بزرگواري که در هفتم تيرشهيد شد (دکتر عباس پور) خود من ومرحوم دکتر پاک نژاد به آن جا رفتيم ومساله آب را در آن جا مطرح کرديم و در دوران نخست وزيري جناب آقاي مهندس موسوي اين مساله پى گيري شد و در دوران رياست جمهوري آقاي هاشمى رفسنجانى مساله جدي تر پى گيري شد تا بالاخره به ثمررسيد و تنهاپروژه انتقال آب به جاهايى که به آب نياز دارند، انتقال آب زاينده رود به استان يزد نيست .

خود من در سه سال پيش طرح مهم تر و بزرگ تر از تلاش هاي دولت براي طرح هاي انتقال آب ، طرح انتقال آب زاينده رود به يزد را در تبريزافتتاح کردم ; آبى که از زرينه رود به تبريز مى رود. انتقال آب از گتوند به اهوازدر دوران ما تحقق پيدا کرد.انتقال آب از چاه نيمه ها به زاهدان مظلوم وعطش زده و تشنه در دوران ما تحقق پيداکرد. انتقال آب از زاينده رود به يزديکى از طرح هايى بود که سال هاي زيادي طول کشيدتا به سرانجام رسيد واين کاري ست که بايد انجام بشود. علاوه بر اين ، بايد آب ازآن سوي زاگرس به فلات مرکزي ايران که فلات خشک و کم آبى ست ، منتقل شود. در برنامه سوم و به خصوص در بودجه امسال و سال هاي آينده مساله آب و خاک ازمحوري ترين اولويت هاي دولت بوده است .

امروز طرح هاي بزرگى درکوه رنگ و اصفهان و چهارمحال وبراي انتقال آب از آن سوي زاگرس که آب فراوان دارد، وجود دارد و مى دانيم که ميلياردها مترمکعب آب ما يا به دريامى ريزد يا از مملکت ما خارج مى شود.يکى از افتخارات اين دولت اهتمام به امر سد سازي ست . ده ها سد دردوره اين دولت افتتاح شد و ده ها سد در حال ساختن است . مساله آب مساله مهمى ست . سد کرخه بزرگ ترين سد تاريخ ايران و يکى از بزرگ ترين سدهاي خاکى جهان در سال گذشته افتتاح شد; سدي که مى تواند ذخيره فراوان آبى داشته باشد و 60 درصد زمين مزروعى استان زرخيز خوزستان را زيرکشت ببرد، علاوه بر زمينى که دارد و زمين زيرکشت اين سد در استان مظلوم ومحروم ايلام 110 درصد افزايش مى يابد.احداث سدها و شبکه هاي آبياري ; ما بايد در طى سال هاي آينده بيش تر ازپنج ميلياردمترمکعب آب از آن سوي زاگرس به اين سو برسانيم . براي همه دردآور است که زاينده رود،اين شاهرگ حياتى ايران ، براي ماه هاي زيادي درسال گذشته خشک بود و بحمدالله امسال که بارندگى بهتر بود و متاسفانه ،ايران در دوره سخت خشکسالى خود به سرمى برد; سه ، چهار، پنج سال خشکسالى . همين امروز که من نزد شما صحبت مى کنم وامسال بارندگى خوب بوده ، بخش هاي قابل توجهى از استان سيستان و بلوچستان ، فارس وحتى کرمان و بخش ديگري از کشور دچار مشکل و معضل خشکسالى ست .از صدرآباد و آب زلالش گفتم از خاطرات تلخى که از خشکيدن اين قنات و قنات هاي ديگر اردکان و ديگر قنات هاي استان بود، سخن گفتم و از مشکل و معضل آبياري و ازاين که بحمدالله خداوند توفيق داد که يکى از طرح هاي مهم و حياتى انتقال آب زاينده رود به استان يزد باشد و مژده اين که مرحله دوم انتقال آب از اين مسير به اردکان و ميبد در دست اجراست و پيشرفت هاي خوبى دارد و لوله هاي آن ساخته شده وبايد 8800 متر لوله گذاري شود.امروز هم ميبدي ها و اردکانى ها از اين آب استفاده مى کنند. تقريبا کم تر ازچاه هاي موجود بهره برداري مى شود و مگر در موقعيت هايى که آب کم ترباشد، مدتى از يکى دوچاه موجود در اردکان استفاده مى شود، وارد مدارمى شوند و دوباره قطع مى شود.

ان شاالله با پروژه دوم مرحله دوم انتقال آب زاينده رود به ميبد و اردکان به لطف خداوند وضعيت آب از اين هم بهترخواهد شد. علاوه بر آن مردم خوب ، متدين و شريف احمدآباد، مردم خوب و صبور ترک آباد و در پى آن مردم شريف و محروم و البته مستحق عقدا از اين آب به زودي برخوردار خواهند شد.اما مساله گاز که انرژي ارزان و تميزي ست . سوخت فسيلى ; گازوييل وبنزين و نفت باتوجه به مسايل زيست محطيى زيان هاي فراوانى دارد. به علاوه اين که مصرف فرآورده هاي فسيلى براي ما خيلى گران تمام مى شود. مادومين منبع گاز دنيا را داريم و مى دانيدکه پروژه صدور گاز از ايران آغاز شده با آن خط لوله انتقال گاز به ترکيه که در مرحله اول سه ميليارد مترمکعب درسال و در نهايت تا 10 ميليارد متر مکعب افزايش پيدامى کند.مذاکراتى که خود من داشتم و اشتياقى که اروپاييان براي انتقال گاز ايران به اروپا داشتند وهم چنين صحبت هايى که براي انتقال گاز مايع به شبه قاره هند بابيش از يک ميليارد مصرف کننده شده و تلاش هايى که براي صدور گاز مايع (LNG)به کشورهايى مثل چين و ژاپن و آسياي دور انجام شده و از جمله استفاده از گازدرداخل کشور، کارهايى ست که براي استفاده بهتر از گاز کشور صورت گرفته و امروز خطانتقال گاز، اين مايع انرژي ارزان و کم ضرر از بندرعباس به استان يزد در جريان است 32; و خط دوم آن که از پارس جنوبى به شيراز و باز به سمت شمال کشيده مى شود، درنظرگرفته شده است که از جمله گاز استان يزد وبعضى از استان هاي ديگر نيز از آن مسيرتقويت مى شود.مساله راه مساله اي بسيار با اهميت است ، به لطف خداوند پروژه مهم بزرگراه نايين اردکان به زودي به کار خواهد افتاد و نيز کنارگذر شهرهاي اردکان و ميبد که مى تواندوضع زندگى را در اين دو شهر عزيز و ارجمند بهبودببخشد و پروژه مهم راه آهن بافق بندرعباس . مى دانيد که ايران از مهم ترين موقعيت هاي ترانزيتى برخوردار است . راه مناسب اروپا به شرق ، راه مناسب آسياي ميانه به درياي آزاد و خليج فارس و راه اتصال شرق و غرب عالم درايران عزيز است که صاحب جاده معروف ابريشم است . راه آهن بافق که بازجزو پروژه هاي اولويت دار اين دولت است و دارد به سرعت برق پيش مى رودراه آسياي ميانه را با بازار مهمى که دارد به درياي آزاد و عمان وخليج فارس نزديک تر مى کند وان شاالله تا پايان سال امسال بيش از 250 تا300 کيلومتراين راه ريل گذاري خواهد شد و طبيعى ست که کل استان يزد و از جمله اردکان ازاين تحول مهمى که در اقتصاد ايران رخ مى دهد، بهره برداري خواهند کرد ونيز راه مهم اردکان به استان سمنان و چوپانان که 110 کيلومتر آن در استان يزداست و 60 درصدپيشرفت فيزيکى داشته است ; اين هم براي منطقه و کل استان يزد و کل اقتصاد کشورامر مهمى ست .

به لطف خداوند کارخانه فولاد ميبد امسال راه اندازي مى شود.کارهاي مهم گندله سازي اردکان انجام شده است و LC آن باز شده و با 83 ميليون دلاروبيش از 60 ميليارد تومان سرمايه گذاري مى تواند تحول مهمى در امر اقتصاداستان وشهرستان اردکان و ميبد ايجاد کند.اردکان و اردکانى براي من عزيز است و افتخار مى کنم که يک نفر از شمااردکانيان بزرگوار هستم . اما به عنوان رييس جمهور اين ملت که بزرگ ترين افتخار من نمايندگى ازشما ملت شريف است ، خود را متعلق به همه ايران ومسوول در برابر سرنوشت همه ايرانيان مى دانم . براي من اردکان همان سان است که فلان روستا در دورافتاده ترين نقطه هاي استان کهکيلويه و بويراحمد،در خاش و خواف و ترکمن صحرا و سراب وکردستان و ايلام و خوزستان وخراسان و مشهد و شيراز و همه پهنه بزرگ ايران . همه ايران عزيز است ومفتخرم که خدمت گزار همه اين مردم شريف ، از هر نژاد، آيين وطايفه وتيره اي باشم . وطن ما ايران بزرگ است و دين عزيز ما اسلام است . وطنى متعلق به همه اين مردم و اسلامى که ما مى شناسيم ، اسلامى که در انقلاب تجلى کرد، اسلامى که در قانون اساسى ما متجلى ست ، ايران را فقط براي مسلمانان و فقط براي شيعيان نمى خواهد. ما پيرو آن امامى هستيم که ازربوده شدن يک خلخال از پاي يک دخترک يهودي چنان ناراحت مى شد که مى گفت : اگر انسان به دليل اين جفا و غم ناشى از آن بميرد، بر او ملالى نيست .اسلام و وطن ما متعلق به همه عزيزانى ست که در اين مملکت زندگى مى کنند. من فقط رييس جمهور شيعيان و مسلمانان نيستم ، افتخار مى کنم که رييس جمهور و خدمت گزارهموطنان عزيز و نجيب زرتشتى ، کليمى ومسيحى هم باشم .

ايران وطن ماست و اسلام دين ماست و جمهوري اسلامى برآمده از متن اين وطن و اين دين و متکى بر آراي اين مردم و در خدمت همه کسانى ست که مى خواهند آبرومندانه در اين کشور زندگى کنند وما نيز در برابرهمه آن ها مسووليم .نکته نهايى را بگويم : خواهران و برادران ! مشکل بزرگ تاريخى ، اساسى ودرد بزرگ ماکه سبب شده است اين کشور با اين ملت بزرگ و با اين همه استعدادها دچارعقب ماندگى شود و 32; 32; در گردنه زمان از بسياري از کشورهايى که در روزگاري که ايران مانند خورشيد در آسمان علم و ادب و تمدن مى درخشيد، آن ها در دوران سياه خود،به سر مى بردند و امروز ايران عزيز وتمدن ساز و ملت شريف و هوشمند ايران از بسياري کشورها عقب بماند،جدايى دولت از ملت بوده است . ملت ما قرن ها شاهد حکومت هايى بوده است که نه به اراده او روي کار مى آمدند و نه در برابر او خود رامسوول مى دانستند و نه مردم حق بازخواست آن ها را داشتند و به همين دليل دردوران اخير و با تحولاتى که در عرصه سياست و جغرافياي سياسى و وضعيت ارتباطات وسياست و امنيت و علم و ساير امور پيش آمد، ديگرديکتاتوري هاي قديم قابل دوام نبود ودولت هاي بريده از مردم و جداي ازمردم براي ماندن خودشان به جاي اين که بر ملت متکى باشند، به بيگانه متکى مى شدند و آن وقت امکانات و صلاحيت هاي اين کشوربه جاي اين که درخدمت اين ملت باشد، در خدمت بيگانه قرار مى گرفت . رمز ورازعقب ماندگى تاريخى ما وجود حکومت هاي مستبد و در دوران اخير حيات ما استبدادوابسته به استعمار و در نتيجه بدبينى مزمن ميان مردم و دولت بود.ما معتقديم و طبق ابتدايى ترين معيارهاي جامعه شناسى مى توان ثابت کرد که انقلاب اسلامى اين زنجيره بزرگ بدبختى را گسست . انقلاب اسلامى که بامردم و حضور آنان وبا عنايت ويژه امام بزرگوار ما براي اين که محور و مدارمردم باشند، رخ داد و انقلابى بود که در دنيا سابقه ندارد که کم تر از يک سال ازعمر آن بگذرد و خبرگان قانون اساسى آن را تدوين کنند.

حتى امامى که مردم ما براي او جان مى دادنداختيارات خود را به درون قانون اساسى برد و اين قانون اساسى را در معرض راي ملت گذاشت . کدام انقلاب را سراغ داريد که اين گونه باشد و بحمدالله نهادها بر اساس راي مردم شکل بگيرد; از رهبري که محور نظام است تا اجزا و اعضاي مختلف مديريت کشوربه واسطه يابى واسطه متکى به مردم اند. اين انقلاب آن زنجيره سياه بدبختى ما را پاره کردو امروز اگر بخواهيم راه سعادت را پيش گيريم و ادامه بدهيم ، اين رمز ورازبدبختى تاريخى ما و رمز و رازي ست که انقلاب اسلامى به آن پايان داد ومرحله جديدي پيش روي ما گشود و ما بايد به آن توجه کنيم .خود شما اين نظام را به دست آورده ايد و خود شما بايد آن را حفظ کنيد.اگر زمينه رابراي انتخاب آزادتر و مطمئن تر مردم در همه عرصه ها فراهم بياوريم ، به اسلام،
جمهوري اسلامى و ايران و ايرانى خدمت کرده ايم . آنان که شهيد داده اند، اين مردم اند.آنان که امروز مشکلات را تحمل مى کنند، مردم اند.آن که اگر يک روز ما مورد تجاوز قرار بگيريم ، بايد به صحنه بيايد، اين مردم اند. ماچه قدر پدر شهيد، مادر شهيد، برادرشهيد و همسر شهيد در همين مجلس داريم . جانبازان عزيز و آزادگان هم هستند. اين ملت است و بايد به اين ملت اعتماد کرد. بايد اجازه داد که آن تحول عظيمى که در اين مملکت ايجادشده ، ادامه پيدا کند. مبادا روزي پيش بيايد که تصور کنيم و تصور کنيد که رييس جمهور، وزيران ، نمايندگان و حتى رهبر شماتافته هاي جدا بافته از اين کشورند. آن ها همه اعتبار خود را از شما دارند و بنابراين در مقابل شمامسوول اند و بايد جواب بدهند.اين تحول عظيمى ست که رخ داده است و هر حرکت و جريانى در مسيرتقويت اين جهت ودر مسير مردمى تر شدن نهادهاي نظام جمهوري اسلامى باشد، آن حرکت در مسير انقلاب 32; و خواست هاي امام و خواست هاي ملت شريف و بزرگوار ايران است و هر حرکتى که دربرابر اين يا تضعيف کننده اين باشد، به هرنام و هر عنوان مقدس و نامقدسى که باشد،به زيان ملت و منشاءمشکلات فراوان است . ما در عرصه داخلى و بين المللى کارهاي بزرگى داريم ; کارهايى که آغازشده ، ولى هنوزراه درازي بايد بپيماييم . دولت بدون اتکا به ملت و بدون توجيه بودن ملت نمى تواند درعرصه هاي اقتصادي ، اجتماعى ، سياسى ،فرهنگى و بين المللى با موفقيت پيش برود. شمااين مردم بزرگوار اين عظمت را آفريده ايد و شما مردم بزرگوار با باورداشت خودتان وحضور در صحنه و باانتخاب درست تان بايد اين راه را ادامه بدهيد. ما چاره اي جزادامه اين راه نداريم .از همه روحانيون گران قدر و گران سنگ حاضر در جلسه سپاس گزارم . ازعزيزان وبزرگواران ، علماي اعلام و شخصيت هاي عزيزي که از بيرون اردکان به اين جلسه آمدند،تشکر مى کنم . از نمايندگان   محترم  يزد، ميبد، تفت  واردکان  سپاس گزارم . از امام جمعه معززي که براي اردکان و براي همه مانعمتى ست ; برادر عزيزم ، آيه الله بهجتى که لطف کردند، سپاس گزارم . ازاستاندار توانمند، خوب ، دلسوز و مبتکر استان يزد، جناب آقاي کلانتري که ازچهره هاي درخشان مديريتى و جهادي اين کشورند و لطف کردند و
اين مسووليت را پذيرفتند و استانداري يزد را پذيرفتند و امروز در خدمت شان هستيم ،سپاس گزارم . از يکايک شما دانشگاهيان ، پيشه وران ، کارگران ،کشاورزان ، کسبه وخانواده هاي عزيز شهدا، جانبازان سرفراز، فرهنگيان و ازيکايک شما مردان و زنان بزرگوار و شريف و صبور اردکان ، ميبد و همه عزيزانى که در اين جمع حضور دارند ياصداي مرا مى شنوند، سپاس گزاري مى کنم و دست شما جوانان عزيز، سرمايه هاي اصيل اين مملکت رامى فشارم و براي همه شما آرزوي موفقيت مى کنم .


والسلام عليکم و رحمه الله

بازگشت